ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
25
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
بزاد . و به روايتى گويند دختر ايرج را هم دخترى بزاد ، و فريدون به زن كردش ، و منوچهر بزاد . و در تاريخ جرير الطّبرى نسب وى چنين گويد : منوچهر بن مفشخر * بن ويرك بن سروشنگ بن ايراك بن بتك بن فرسنك بن اشك بن فركورك بن ايرج بن فريدون الملك ؛ به همه روايت نبيرهى ايرج بوده است . و فرزندش طهماسپ بود كه پدر بوده است زاب را ، و خود گفته مىشود و ديگر پسر نوذر بود ، پدر طوس و گستهم راستانداز . نوذر - پسر منوچهر بود - چنان كه گفتم . در تاريخ حمزة الاصفهانى هيچ ذكر ندارد . امّا پادشاهى افراسياب از وى بستد و او را بكشت . و اندر شاهنامه شرحى تمام دارد ، به جاى خويش گفته شود . لكن نه بس مدّت پادشاهى كرد ، مگر ازان وضع كرده است . افراسياب - نسب او چنين است : افراسياب بن پشنگ بن زايش بن زادشم بن تور بن افريدون ، و مادرش . . . * زاب طهماسپ - پارسيان او را زو خوانند ، و زه نيز گفتهاند . و بعضى گويند پسر نوذر بود ، و حقيقت آنست كه پسر طهماسپ بن منوچهر بود . و اندر تاريخ جرير چنانست كه منوچهر برين پسر خشم گرفت و از پدر بگريخت به دور جايى . و او را زنى بود هم از قرابت ، نام او مادرك . پس زاب از وى بزاد . چون منوچهر بشنيد ، از پسر خشنود گشت و او را بازخواند . و در نبيرهى منوچهر شكّى نيست ؛ و زاب الاعلى و زاب الاسفل به وى بازخوانند . و اندر روزگار او كرساسپ بر طرفى پادشاهى كرده است . امّا در شاهنامه و ديگر كتب شرحى ندارد - و اللّه أعلم بالصّواب . طبقهى كيانيان كيقباد نخستين ايشان كيقباد بود . و اندر نسب چنان خواندم از ابن المقسم و عطا و شعبى و دغفل - كه صاحب روايت عرباند - كذا قال صاحب النّسخة قال كان كيقباد ابن الزّاب الّذى يقال له المجوس زو . و به روايتى گويند پسر كيكامه بود و كيكامه پسر زو . به هم نزديك است ، فرزندش كيكاوس و كيپشين و او جدّ لهراسپ